ذبيح الله صفا
14
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
از سال 651 هجرى هولاگو خان از جانب دربار مغولستان مأمور فتح قلاع اسمعيليه و برانداختن خلافت عباسيان و اتمام فتوحات ممالك اسلامى شد . وى برادر منگوقاآن و پسر تولى خان بن چنگيز بود و اگرچه از هنگام ورود بايران حكومت واقعى تمام ايران و ممالك غربى آن با او بود ، ليكن « در عهد او عنوان فرمانها بنام قاآن بودى و ديوان بردر ارغون » « 1 » . با اين حال در حقيقت بايد ورود او را بايران خاتمهء دوران حكّام مغولى كه از جانب خانان هرچندگاه يك بار مأمور ايران ميشدهاند دانست و آن را مقدّمهء تشكيل سلسلهء خاصى از سلاطين ايران شمرد كه در تاريخ ما به ايلخانان مغول معروفند . هولاگو و سلاطين ايلخانى ايران آمدن هولاگو بايران علاوه بر ميل جهانگشايى دولت مغول ، معلول تعصبات مذهبى علماى ايرانى و به خواهش بعضى از آنان نيز بود . قاضى شمس الدّين احمد قزوينى دفع اسمعيليان ايران و باصطلاح آن زمان « ملاحده » را از قاآن درخواست كرد . عيسويان هم كه در اين تاريخ در دستگاههاى حكومتى مغول مؤثر بودند ، درين داستان اثرى داشتند و ميخواستند با ضعيف كردن مسلمانان شام و مصر آنان را از غزو با صليبيان بازدارند . هولاگو در اواخر سال 651 هجرى در دنبال اين تقاضاها و پيشنهادها از جانب منگوقاآن عازم ايران گرديد . هولاگو در اواخر سال 651 با لشكريانى كه بيشتر از قبايل عيسوى يعنى كرائيت و نايمان و قسمتى از قبايل ايغور بودند ، بجانب ايران حركت كرد . بعد از ورود بايران « كيتوبوقا » يكى از سرداران خود را مأمور فتح قلاع اسمعيلى قهستان و رودبار و دامغان كرد و او بعضى از آنها را گشود و ويران ساخت . در 654 بعد از حملاتى كه هولاگو بر قلاع مهم اسمعيليان برد ، « خورشاه » آخرين جانشين صبّاحيان تسليم وى شد و قلاع مهم اسمعيليه مانند گردكوه و لنبهسر ( لمّسر ) و ميموندز و الموت با وجود مقاومت كوتوالان آنها بتدريج و در كمتر از يكسال مسخّر و تسليم و ويران شدند و هرچه در آنها
--> ( 1 ) - تاريخ گزيده چاپ تهران ص 590 .